یکی از انواع خشونت علیه زنان، ناقص سازی جنسی مثل ختنه است که موجب آسیب جسمی، جنسی و روانی و یا رنج زنان می شود و ناشی از مسائل فرهنگی و اجتماعی است و کم تر مورد توجه قرار گرفته است. هدف مقالۀ حاضر تحلیل زمینه های فرهنگی-اجتماعی ناقص سازی جنسی زنان با محوریت «ختنه» در استان هرمزگان است. با استفاده از پارادایم تفسیرگرایی اجتماعی، روش تحقیق، نظریۀ زمینه ای با رویکرد اشتراوس و کربین و تکنیک مصاحبۀ عمیق، داده ها گردآوری شدند. حجم مشارکت کنندگان برابر با 15 نفر بود که با ترکیبی از روش نمونه گیری نظری و گلوله برفی انتخاب شدند. طبق یافته ها، مقولۀ مرکزی حاکی از اثرگذاری نهادهای دین و خانواده در تداوم و «بازتولید سوژگی مردانه بر بدن زنان» بوده است. شرایط علّی شکل گیری این بازتولید شامل فریب دیدگی، بی تجربگی، انفعال، هراس و احساسات یا ادراک آزاردهنده بود. شرایط مداخله گر شامل سنت گرایی، الزام هنجارهای دینی، کلیشه های جنسیتی، کلیشه های سرکوبگرانه و بیگانگی فرهنگی بود. کنشگران در جهت مخالفت با پدیده و انقطاع آن نیز از راهبردهایی چون گریز (فرار، به تأخیرانداختن) و توانمندسازی جنسیتی استفاده می کردند که پیامدهای استفاده از این راهبردها، کناره گیری، نقصان زنانه، آسیب فیزیکی، روحی و عاطفی، نارضایتی و تقابل اجتماعی بود.